خبر مغان

پایگاه خبری تحلیلی

خبر مغان

چهارشنبه 6 خرداد 1405
  • گروه: سیاسی
  • کد خبر: 1783
  • بازدید: 33
  • 1405/01/22 - 09:38:51

ترامپ در تله استیضاح؛

آیا جنگ ایران پاشنه آشیل جمهوری‌خواهان می‌شود؟

آیا جنگ ایران پاشنه آشیل جمهوری‌خواهان می‌شود؟

با اوج‌گیری درخواست‌ها برای استیضاح ترامپ، تجاوز علیه ایران و ناتوانی کاخ سفید در تبدیل آن به دستاوردی قابل دفاع، به تهدیدی جدی برای آینده انتخاباتی جمهوری‌خواهان تبدیل شده است.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «خبر مغان»،  متفاوترویترز هم یادآور شده که بخش چهارم این متمم تاکنون هرگز برای برکناری اجباری یک رئیس‌جمهور به کار نرفته و در شرایط فعلی، بدون همراهی جدی جمهوری‌خواهان و شخص معاون رئیس‌جمهور، عملاً شانس اجرایی ناچیزی دارد.

در نتیجه، از حیث حقوقی، هیاهوی این روزها بیش از آنکه نشانه نزدیک بودن عزل ترامپ باشد، بیانگر بالا رفتن سطح فشار سیاسی بر اوست. آسوشیتدپرس و رویترز گزارش داده‌اند که حتی در داخل حزب دموکرات نیز درباره رفتن به سمت استیضاح اجماع کامل وجود ندارد و با توجه به کنترل جمهوری‌خواهان بر کنگره، نه استیضاح و نه فعال‌سازی متمم بیست‌وپنجم در کوتاه‌مدت مسیر همواری پیش رو ندارد. بنابراین، وزن اصلی این تحرکات فعلاً نه در نتیجه حقوقی فوری، بلکه در ساختن این روایت نهفته است که ترامپ از نگاه مخالفانش از مرز رفتار متعارف یک رئیس‌جمهور عبور کرده و باید در کانون پاسخ‌گویی سیاسی و حقوقی قرار گیرد.

هزینه‌های استیضاح برای جمهوری‌خواهان در انتخابات آتی پرونده استیضاح حتی اگر هرگز به عزل ترامپ نرسد، از همین حالا می‌تواند به یک ابزار مؤثر برای فرسایش برند انتخاباتی جمهوری‌خواهان تبدیل شود؛ چون این بار موضوع فقط یک رسوایی شخصی یا منازعه حزبی در واشنگتن نیست بلکه پای تجاوز به خاک ایران به عنوان کشوری که هرگز آغازکننده جنگی نبوده، تورم، قیمت بنزین و احساس ناامنی اقتصادیِ رأی‌دهنده آمریکایی در میان است.

تازه‌ترین داده‌های اقتصادی نشان می‌دهد جهش بهای انرژی پس از حملات متجاوزانه به ایران، تورم آمریکا را بالا برده و ارزیابی افکار عمومی از اقتصاد را به یکی از بدترین سطوح رسانده است؛ وضعیتی که بسیاری از کارشناسان و رسانه‌ها آن را نشانه‌ای شوم و نگران‌کننده برای جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای توصیف کرده است.

در سیاست آمریکا، رأی‌دهنده ممکن است درباره استیضاح مردد و به اصطلاح دودل باشد اما وقتی جنگ خارجی مستقیماً خودش را در پمپ‌بنزین، قبض‌ها و افت اعتماد اقتصادی نشان می‌دهد، هزینه آن خیلی سریع‌تر از دعواهای حقوقی به صندوق رأی منتقل می‌شود.

برای جمهوری‌خواهان، خطر اصلی فقط حمله دموکرات‌ها نیست؛ شکافی است که خود ترامپ در درون اردوگاه راست فعال کرده است. گزارش اخیر آسوشیتدپرس نشان می‌دهد جنگ با ایران شکاف‌های پنهان در ائتلاف «اول آمریکا» را آشکارتر کرده و حتی در میان چهره‌های نزدیک به ترامپ نیز نارضایتی از این نوع مواجهه به چشم می‌خورد.

از نگاه ناظران، این شکاف برای انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره که سوم نوامبر ۲۰۲۶ (۱۲ آبان ۱۴۰۵) برگزار می‌شود، بسیار مهم است چون حزب جمهوری‌خواه در بسیاری از حوزه‌ها نه فقط به پایگاه وفادار ترامپ بلکه به رأی‌دهندگان مستقل، محافظه‌کاران میانه‌رو و جمهوری‌خواهان خسته از بی‌ثباتی نیاز دارد. حزبی که ناچار باشد همزمان به پایگاه تندرو اطمینان دهد از جنگ دفاع کند و در عین حال رأی‌دهنده مردد را قانع کند که اوضاع تحت کنترل است؛ عملاً در چند جبهه با هم می‌جنگد و این همان نقطه‌ای است که استیضاح، حتی بدون پیروزی حقوقی، به سلاحی برای تشدید تناقض‌های درونی جمهوری‌خواهان بدل می‌شود.

در سطح انتخابات میان‌دوره‌ای، مسئله مهم‌تر از خود استیضاح، این است که دموکرات‌ها بتوانند تجاوز ۴۰ روزه علیه ایران را به‌عنوان نماد الگوی حکمرانی ترامپ جا بیاندازند؛ الگویی که تصمیم‌گیری شتاب‌زده، دورزدن کنگره، تهدیدهای افراطی و پایان مبهمی که حتی کاخ سفید هم حاضر نشده با یک سخنرانی رسمی و پرطمطراق آن را جشن بگیرد، از ویژگی‌های آن است.

در چشم‌انداز ریاست‌جمهوری بعدی نیز خطر برای جمهوری‌خواهان محدود به شخص ترامپ نمی‌ماند، بلکه به مسئله جانشینی و آینده ترامپیسم سرایت می‌کند. نقش محوری جی‌دی ونس در مذاکرات اسلام‌آباد، او را از یک همراه سیاسی به یکی از وارثان مستقیم پیامدهای این بحران تبدیل کرده و به باور کارشناسان، نتیجه این مأموریت می‌تواند بر آینده سیاسی وی اثر بگذارد. برای کنار گذاشتن رئیس‌جمهور مطرح شده است که عبارتند از استیضاح و متمم بیست‌وپنجم.

استیضاح یک سازوکار سیاسی ـ حقوقی برای پاسخ‌گویی به خیانت، رشوه یا دیگر جرائم و سوءرفتارهای بزرگ است اما متمم بیست‌وپنجم اساساً برای وضعیتی طراحی شده که رئیس‌جمهور از نظر جسمی یا ذهنی قادر به انجام وظایفش نباشد. به همین دلیل، درخواست‌هایی که این روزها از سوی چهره‌هایی چون مایک کویگلی یا جیمی راسکین مطرح شده‌است، گرچه در ظاهر در یک جبهه سیاسی قرار می‌گیرد اما از نظر حقوقی بر دو مبنای متفاوت استوار است به طوری که یکی تنبیه و برکناری به دلیل سوءرفتار و دیگری سلب موقت یا اجباری اختیار به دلیل ناتوانی در اداره مقام ریاست‌جمهوری را مدنظر دارد.

در مسیر استیضاح، مجلس نمایندگان آمریکا اختیار انحصاری طرح و تصویب مواد استیضاح را دارد و سنا مرجع رسیدگی و محاکمه است. به بیان روشن‌تر، حتی اگر گروهی از دموکرات‌ها طرح ۱۳ بندی خود را مطرح کرده باشند، این فقط آغاز ماجراست؛ چون تا وقتی اکثریت مجلس نمایندگان به آن رأی ندهد، پرونده اصلاً وارد مرحله محاکمه در سنا نمی‌شود.

اگر هم پرونده به سنا برسد، برای محکومیت و برکناری رئیس‌جمهور، رأی دو سوم سناتورها لازم است؛ مجازات حقوقی نیز به برکناری از مقام و در صورت رأی جداگانه، احتمالاً محرومیت از تصدی مناصب آینده محدود می‌شود، بی‌آنکه مانع تعقیب کیفری در بیرون از روند استیضاح باشد. به همین علت، فاصله میان «طرح استیضاح» تا «عزل واقعی» در نظام سیاسی آمریکا فاصله‌ای بسیار بلند و پرمانع است.

اما متمم بیست‌وپنجم حتی از این هم دشوارتر است. طبق بخش چهارم این متمم، معاون رئیس‌جمهور و اکثریت اعضای کابینه ــ یا نهادی که کنگره بعدها با قانون تعیین کند ــ باید رسماً اعلام کنند که رئیس‌جمهور قادر به انجام وظایفش نیست. در آن صورت معاون رئیس‌جمهور فوراً اختیارات را به عنوان رئیس‌جمهور موقت در دست می‌گیرد اما اگر خود رئیس‌جمهور این تصمیم را به چالش بکشد، موضوع ظرف ۴۸ ساعت باید به کنگره برود و برای باقی ماندن تصمیم برکناری، رأی دو سوم هر دو مجلس لازم است.

انتهای خبر/ ل

اشتراک‌گذاری

  • آیا جنگ ایران پاشنه آشیل جمهوری‌خواهان می‌شود؟

برچسب‌ها

دیدگاه‌ها

  • وارد کردن نام، ایمیل و پیام الزامی است. (نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد)
دیدگاه شما برای ما مهم است
نوزده به‌اضافه هفت