- گروه: سیاسی
- کد خبر: 1794
- بازدید: 62
- 1405/01/23 - 22:25:42
یادداشت:
هندسه استیصال و اهرم جادویی تنگه هرمز
واکنشهای هیجانی ترامپ بعد از پایان ماراتن 21 ساعته و نافرجام اسلامآباد باید پرسید که واقعا ترامپ دنبال چیست؟
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «خبر مغان»،واکنشهای هیجانی ترامپ بعد از پایان ماراتن 21 ساعته و نافرجام اسلامآباد باید پرسید که واقعا ترامپ دنبال چیست؟محمدامین حقگو؛ مسئول میز اقتصاد ایران مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم در یادداشتی با طرح این سئوال که «ترامپ از تهدید ایران به محاصره دریایی به دنبال چیست؟» نوشت:
واکنشهای ساکنان کاخ سفید پس از ماراتن 21 ساعته و نافرجام اسلامآباد، پیش از آنکه نشانهای از تسلط بر اوضاع جنگ و اقتصاد باشد، روایتگر یک خشم فروخورده و ناکامی عمیق در تحقق اهداف از پیش تعیینشده است. تهدید به محاصره دریایی ایران و تعقیب کشتیهایی که ذیل حاکمیت سرزمینی ایران در تنگه هرمز تردد میکنند، سندی آشکار بر این مدعاست که ایالات متحده در میدان عمل با بنبستی استراتژیک مواجه شده است. این عصبانیت رادیکال، برآمده از این حقیقت است که ابزارهای سنتی فشار به سقف نهایی خود رسیدهاند و اکنون واشنگتن برای بازگشت به میز مذاکره، چارهای جز متوسل شدن به سناریوهای پرخطر و هزینهزا نمیبیند.
جفری لوئیس، کارشناس ارشد نظامی، این تهدید ترامپ را از حیث غیر عملیاتی بودن به سخره گرفته است و نوشته است: «یک نفتکش با پرچم چین عوارض را پرداخت میکند و از تنگه عبور میکند. ما آن را توقیف میکنیم؟ اگر این نفتکش توسط یک کشتی جنگی چینی اسکورت شود، چه میشود؟». واقعیت جاری نشان میدهد که نبض امنیت انرژی جهان همچنان در دستان ایران میتپد و همین اهرم، فراتر از هر توافقنامهای، قدرت مانور جمهوری اسلامی را در عرصه بینالملل تضمین کرده است. قدرتی که پیش از جنگ رمضان بالفعل نشده بود.
چرا ترامپ به «دریا» گریخت؟
شکست مذاکرات اخیر در پرونده هستهای و امنیت تنگه هرمز، ترامپ را به سمتی سوق داد که مستقیمترین و در عین حال حساسترین شاهرگ اقتصاد جهانی را هدف قرار دهد. ادعای «محاصره فوری» و پاکسازی مینها، بیش از آنکه یک طرح عملیاتی با پیوستهای لجستیکی باشد، یک مانور روانشناختی در بازه زمانی دو هفتهای آتشبس محسوب میشود. ایالات متحده به خوبی آگاه است که اجرای چنین تهدیدی به معنای پاره کردن داوطلبانه قطعنامه آتشبس و ورود به تونلی تاریک از نبردی فراگیر است. اگر واشنگتن توانایی عبور از سد هزینههای گزاف یک تقابل دریایی را داشت، اساسا به بازه دوهفتهای آتشبس تن نمیداد. پیشتر نیز تلاش برای ورود زمینی ناکام و از سوی تحلیلگران غربی با درصد بالای شکست ارزیابی میشد. از این منظر، این تهدید را باید یک «تیغ کند» دانست که هدفش نه بریدن، بلکه ترساندن حریف برای واگذاری امتیازات حداکثری در بنبست جنگ است.
پارادوکس امنیت و بهای گزاف بازار
یکی از گویاترین شواهد بر نمایشی بودن این تهدید، واکنشهای عصبی بازار انرژی است. با اعلام آتشبس، بهای نفت جهانی به امید بازگشایی مسیرهای صادراتی فروکش کرد. اکنون ترامپ با تهدید به محاصره، همان آرامش نسبی را که اقتصاد متزلزل آمریکا به آن نیاز مبرم داشت، به بازی گرفته است. محاصره دریایی تنگه هرمز صرفا یک اقدام نظامی نیست، بلکه خود به تنهایی محرکی برای جهش تصاعدی قیمتهاست که آثار آن از امشب نمایان خواهد شد. ایالات متحده در موقعیتی متناقض گرفتار شده است. از یک سو میخواهد با انسداد تنگه هرمز ایران را فلج کند و از سوی دیگر، توان تحمل شوکهای نفتی ناشی از این انسداد را در داخل مرزهای خود ندارد. این تضاد آشکار نشان میدهد که اهرم نفت و موقعیت ژئوپلیتیک ایران، وزنه تعادلی است که ترامپ هنوز راهی برای دور زدن آن نیافته است.
از «حق کشتیرانی» تا «واقعیت جنگ»
دستگاه محاسباتی واشنگتن میکوشد اقدام به رهگیری کشتیها و فشار بر شاهرگهای تجاری ایران را تحت لوای «تأمین آزادی کشتیرانی» و «قوانین بینالملل» مشروعیت بخشد. ایران باید در برابر این صورتبندی مجعول، روایت واقعگرایانه خود را بر صدر بنشاند. هرگونه تلاش برای محروم کردن ایران از حق صادرات و نظارت بر آبهای سرزمینی، نه یک اقدام حقوقی، بلکه مصداق بارز اعلام جنگ است. عقبنشینی از حقوق حاکمیتی در تنگه هرمز تحت تأثیر لفاظیهای سیاسی، به معنای تقدیم کردن دستاوردهایی است که طی ماهها پایداری در میدان به دست آمده است. نباید فراموش کرد که واشنگتن به این دلیل به مذاکره روی آورده که هزینههای استمرار نبرد از فواید احتمالی آن پیشی گرفته بود. لذا بازتولید سایه جنگ در دریا، تنها با هدف شکستن اراده ملی ایران دنبال میشود.
انتهای خبر/ ل
انتهای خبر/ ل
دیدگاهها